به گزارش قطب انرژی، در روزهایی که روابط عمومی‌ها در شرکت‌های بزرگ کشور نقشی حیاتی در مدیریت بحران، شفافیت و تعامل سازنده با افکار عمومی دارند، عملکرد روابط عمومی هلدینگ خلیج فارس به یک نقطه‌ ضعف آشکار در ساختار مدیریتی این غول پتروشیمی بدل شده است.

حامد شمس، مدیر روابط عمومی این هلدینگ، که روزگاری با شعار «شفافیت و گفت‌وگو» پا به میدان گذاشت، حالا به نماد ناکارآمدی، رفتار غیرحرفه‌ای و انفعال رسانه‌ای تبدیل شده است.

از آغاز مدیریت محمد شریعتمداری بر هلدینگ خلیج فارس، انتظار می‌رفت دستگاه روابط عمومی با زبان مدرن ارتباط و تحلیل، به یکی از بازوهای استراتژیک در بازسازی برند این مجموعه بدل شود؛ اما روندی کاملاً معکوس رقم خورد.

شمس با رفتارهای تند، پاسخ‌های تهاجمی و تصمیم‌های احساسی، نه تنها رسانه‌ها را از خود دور کرد بلکه زمینه‌ای از بی‌اعتمادی و تقابل آشکار با خبرنگاران حوزه نفت و پتروشیمی به‌وجود آورد.

روابط عمومی هلدینگ خلیج فارس در دوران شمس بارها با اتهام سرکوب رسانه‌ها و برخورد نامحترمانه با منتقدان روبه‌رو شده است. ضعف روابط عمومی در این سطح از هلدینگ نه‌تنها یک مسئله شخصی، بلکه چالشی سازمانی است که مستقیماً مدیرعامل را در معرض فشار و بی‌اعتمادی افکار عمومی قرار می‌دهد.

منابع نزدیک به مجموعه تأیید کرده‌اند که محمد شریعتمداری در ماه‌های اخیر از مجموعه حاشیه‌سازی‌ها و پاسخ‌های بی‌اثر شمس به ستوه آمده و او را به عقب‌نشینی اجباری واداشته است.

عملکرد ضعیف روابط عمومی در مدیریت انتقادات رسانه‌ای، انتشار ناقص اطلاعیه‌ها و نبود استراتژی بلندمدت ارتباطی، موجب شد هلدینگ خلیج فارس در افکار عمومی چهره‌ای تدافعی و آسیب‌پذیر پیدا کند. او با رفتارهای متناقض، بی‌اطلاعی کامل از پروتکل رسانه‌ای، و درک سطحی از مدیریت بحران، عملاً روابط عمومی خلیج فارس را فلج و غیرقابل اتکا کرده است.

اکنون، پس از هفته‌ها تنش و نارضایتی درون‌سازمانی، هلدینگ خلیج فارس ناگزیر به انتشار فراخوان همکاری با رسانه‌ها شده است؛ اقدامی که به‌زعم بسیاری، اعتراف غیررسمی به شکست سیاست‌های رسانه‌ای حامد شمس محسوب می‌شود.

این تغییر لحن ناگهانی از تقابل به التماس معنایی جز تلاش برای حفظ جایگاه ندارد. به‌ویژه وقتی از زبان برخی منابع نقل می‌شود که شمس از ترس برکناری، به‌دنبال جلب رضایت رسانه‌هاست تا نشان دهد هنوز می‌خواهد در بازی بماند.

شمس که تا دیروز رسانه‌ها را دشمن می‌دانست، حالا به صراحت به حمایت آنان نیاز پیدا کرده است تا شاید در چشم شریعتمداری فرصتی دوباره برای حفظ صندلی‌اش بیابد.

شمس، به جای آنکه انرژی خود را صرف بازسازی چهره عمومی شرکت کند، گرفتار ذهنیتی مشکوک و توطئه‌محور شده است. بخش قابل توجهی از وقت او در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) صرف پایش فعالان رسانه‌ای و خبرنگاران منتقد می‌شود؛ گویی روابط عمومی را نه عرصه گفت‌وگو، بلکه میدان شکار مخالفان می‌بیند.

در هر ساعت از شبانه‌روز، می‌توان رد پای واکنش‌های شخصی او را در پاسخ به گزارش‌ها و انتقادات دید؛ پاسخ‌هایی که نه رنگ استدلال دارند و نه شأن موقعیت سازمانی، بلکه با ادبیاتی تند، سلبی و گاه تمسخرآمیز نوشته می‌شوند.

به موازات این رفتار، او منابع مالی و نیروی انسانی روابط عمومی را صرف کارزار پرهزینه و بی‌ثمر علیه آنچه «باج‌نیوز» می‌نامد کرده است؛ طرحی که در اصل چیزی جز ادامه همان ذهنیت بحران‌زده و توهم توطئه دائمی نیست. در حالی‌که شرکت‌های حرفه‌ای هزینه روابط عمومی خود را برای تعامل، آموزش و برندینگ صرف می‌کنند.

امروز شمس در درون سازمان نیز حمایتی ندارد؛ حلقه اعتماد مدیرعامل شکسته و همکارانش او را مسئول مستقیم تمام بی‌اعتباری روابط عمومی می‌دانند. هیچ پروژه ارتباطی جدی زیر نظر او موفق نشده و هر تلاشش با حاشیه‌ای تازه به شکست انجامیده است.

روابط عمومی در عصر امروز نه میدان قدرت‌نمایی است، نه ابزاری برای حذف منتقدان. آنچه آینده هر نهاد اقتصادی را می‌سازد، اعتمادسازی، مدیریت پیام، و تعامل مؤدبانه با فعالان رسانه‌ای است. مؤلفه‌هایی که در دوران مدیریت شمس تقریباً به فراموشی سپرده شدند.